تبليغاتX
دوشنبه
حرف‌ها و ناگفته‌هايي درباره غلامحسين ساعدي از زبان جلال آل‌احمد، ‌محمود دولت‌آبادي، بهرام بيضايي و عزت‌الله انتظامي، در كنار آثار منتشرنشده‌اي از او در كتابي با نام «گوهرمراد با يك عمر نوشتن» منتشر مي‌شود. اين كتاب 700 صفحه‌اي را يوسف انصاري تاليف و گرد‌آوري كرده است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 14:46 توسط سمیه

...در پايان مراسم نيز حكم محمدرضا سرشار كه از سوي وزير ارشاد به دبيري علمي جايزه‌هاي كتاب سال، جلال آل احمد، پروين اعتصامي و کتاب فصل منصوب شده است، توسط رييس‌جمهور به او داده شد...

 

+ معرفي برگزيدگان ادبيات جايزه‌ي كتاب سال بدون سهمي براي داستان

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 14:23 توسط آنیتا

از آن‌جا كه در ايران كپي‌رايت رعايت نمي‌شود، انتشار ترجمه‌هاي مختلف از يك كتاب چيز تازه‌اي نيست؛ اما مدتي است كه در پي تب كتاب‌هاي پرفروش در دنيا، مثل داستان‌هاي «هري پاتر» جي. كي. رولينگ، ناشران ايراني در زمينه‌ي چاپ ترجمه‌هاي‌شان از اين نوع آثار وارد رقابت مي‌شوند و بعضا با چند ترجمه‌ي هم‌زمان از يك كتاب مواجه مي‌شويم كه مشخص نيست در اين رقابت و سرعت، دقت در ترجمه‌ها تا چه حد رعايت مي‌شود...

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 14:20 توسط آنیتا

مهم ترين سوالي که پس از خواندن اين مطالب در ذهن مان شکل مي گيرد اين است که آيا اصلاً سلينجر آن طور که ساليان سال توصيفش مي کردند، منزوي بوده؟ آيا اين همه سال تنها زندگي مي کرده؟ تفريحي نداشته؟ بيرون نمي رفته؟ واقعيت اين است که در همين چند مطلبي که در يک هفته گذشته با قلم دوستان سلينجر نوشته شده، آدم تازه يي به جاي سلينجر در ذهن مان شکل مي گيرد. کسي که برخلاف تصورمان مهربان بوده، مسافرت مي رفته، دوستان خودش را داشته، اهل رفت و آمد بوده، خريد مي رفته، هر از چند گاهي در مراسم کليسا شرکت مي کرده، از دوستان پسربچه ها و دختربچه هاي محل بوده و براي خودش برو و بيايي داشته است. سلينجر در واقع در دنيايي زندگي مي کرده که خودش دوست داشته و اين همه سال از اين مي ترسيده که شهرت يا مزاحمت اصحاب رسانه او را از زندگي اي بازدارد که در همه اين سال ها از آن بهره مند بوده است.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 5:28 توسط لیلا

/* /*]]>*/

هيچ نويسنده يي نمي تواند براي خودش تعيين کند که از چه چيزي داستان بنويسد. اين به جهان بيني نويسنده برمي گردد که طي سال ها در درون آدم شکل مي گيرد. اينکه چه سوژه يي در درون تان مهم مي شود.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 5:26 توسط لیلا

يوسا، بي‌ترديد يکي از بهترين نويسندگان جهان است و آثارش علاقمندان زيادي دارد. به همين دليل منتقدين - حتا منتقدين شيفته‌ي او - انتظار زيادي از او دارند و با حساسيت ويژه‌اي کارهاي او را دنبال مي‌کنند. در اين‌جا چکيده‌اي از سه نقد در روزنامه‌هاي نيويورک‌تايمز، واشنگتن‌پست و فاينانشال‌تايمز بر رمانِ «دختري از پرو» (دختر بد) همراه با گفت و گويي کوتاه با ماريو بارگاس يوسا در مورد اين کتاب را مي‌خوانيد.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 21:13 توسط لیلا

اصطلاحی باب است بین نویسنده‌ها و منتقدان به نام «نقد منفی». نقادی اگر چه باید بری از جهت‌گیری منفی یا مثبت باشد، اما حاصل‌اش همیشه به یکی از این دو سویه متمایل است. همیشه عذاب وجدانی‌ عمیق داشته‌ام وقتی قرار بوده اشاره‌ای مکتوب به ضعف داستانی کنم. به حق و با دلیل و برهان هم اگر بوده این عذاب را احساس کرده‌ام. وقتی فکر کرده‌ام نویسنده‌اش چقدر مانع را پشت سر گذاشته تا خلوتی پیدا کند و داستانش را سر و شکل بدهد. این‌همه مشکلات یک طرف، آن‌همه اضطراب تا لحظه‌ای که آخرین مجوزها صادر بشوند همان طرف!

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:43 توسط لیلا

...ده سال است بیژن جلالی راه خودش را گرفته و رفته است به آن دنیا سرک بکشید و ببینند بالاخره چه خبر است. توی این ده سال فقط شنیده بودم بیژن جلالی‌نامی هم وجود داشته است و شعر می‌سروده (و اگر اشتباه نکنم) در آمریکا فوت شده و غیره. ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم کتاب‌های شعر ایشان را رویت کنم. هر سه کتاب چاپ قدیم بودند. وقتی بعدا داشتم کتاب‌ها را نگاه می‌کردم، با خودم گفتم چقدر حیف، با این تیراژهای پایین، باید کتاب‌ها این همه سال (بین سه تا نه سال) منتظر مانده باشند تا یک نفر بیاید و آن‌ها را بخرد. دلم‌ گرفت...

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:24 توسط آنیتا

از این میان ۱۹ داستانک که به رقابت در بخش نهایی رسیده بودند ۳ داستانک اول تا سوم عنوان داستانکهای برتر جشنواره ۸۸ را از آن خود کردند. داستانکها و نویسندگان برتر این جشنواره به ترتیب رتبه بدین شرح هستند: "وقفه" و "مذاکره" هر دو از حبیب‌الله کلانتری، "دستگاه بازفراخوانی صوت" از ایرج فاضل بخششی، "اولین پرسش" از احسان نبی‌زاده، "بدون عنوان" از یوسف تاریخانی، "ستون" از نوید مقدم، "انتخاب" از راحیل ذبیحی، "پتک حسرت" از سهیل شانه‌ساز، "انسان بود، مثل همه نبود" از علیرضا ساسانی، "نفرین بیگانه" از سهیل شانه‌ساز، "سرگردان" محمودرضا جرنده ای، "مرکز انتقال خون" اززهراالسادات عمرانی، "محلول اشک و خون" از میلاد نوری، "سرنوشت" از کاتارینا ورزی، "دنیای راستین مجازی" از میلاد قزللو، "آب‌گیر مهتاب و ۲۵۴" از میلاد قزللو، "وکیل آن جهانیِ ما" از ایمان احمدزاده خلیفه، "بدون عنوان" از میلاد نوری، "سفر به زمین" از ایرج فاضل بخششی.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:5 توسط آنیتا

عليرضا نادري كه دو فيلم‌نامه‌ را در راه انتشار دارد، نسخه‌ي صوتي نمايش‌نامه‌ي «كوكوي كبوتران حرم»اش در انتظار دريافت مجوز است.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:0 توسط آنیتا

پيتر جي بيدلر نويسنده کتاب راهنماي مطالعه «ناتور دشت» مي نويسد؛ «با اينکه نمي توانم ادعا کنم اين کتاب يک برش عرضي از شهر نيويورک باشد اما به جرات مي گويم آنچه يک نوجوان از جان نيورک مي خواهد از زبان هولدن بيان شده است. شايد اگر يک مرد 40ساله از اين شهر بازديد مي کرد خيلي از اين چيزها را نمي ديد. اما راوي اين داستان يک جوانک 16ساله است.»

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 13:38 توسط لیلا

براي همين چيزها آدم هايي در ايران هم بودند که به خاطر مرگ سلينجر که برعکس مشاهير ايراني نه دار فاني را وداع گفته بود، نه از دنيا رفته بود، نه به ديار باقي شتافته بود، نه رخت از اين جهان فاني بربسته بود، نه چشم از جهان فرو بسته بود بلکه خيلي راحت و بدون اين بريز و بپاش ها مرده بود، گريه کردند. نمي شود از اشک هايي گفت که همان روز بعد از شنيدن خبر مرگ دو نفر ديگر که همين نزديکي بودند ريخته شد اما مي شود از اشک هايي در رثاي سلينجر نوشت.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 13:33 توسط لیلا

اين کتاب به نظر خودم نيز کاملاً در ادامه «انجيرهاي سرخ مزار» است. اما به لحاظ زبان اگر دقت کرده باشيد، آن پنج داستاني که تاريخي قديمي دارند، مثل داستان « کبک مست» يا داستان «مزه آفتاب» يا «پروانه ها و چادرهاي سفيد» که در سال هاي 76-75 نوشته شده اند، زبان داستان با زباني که امروز مي نويسم، تفاوت دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 13:29 توسط لیلا

«یوسف علیخانی» سعی کرده است بر خلاف جریان «مد روز» از جایی قصه بگوید که برای خواننده ناآشنا است. من هر وقت خدا داستانی از «یوسف علیخانی» می‌خوانم محو فضا و شخصیت‌های کتابش می‌شوم شاید به همین دلیل باشد که «یوسف علیخانی» را یکی از بهترین داستان کوتاه‌نویس‌های حال حاضر می‌دانم. گو اینکه یکی دوجایزه هم به کارهاش توجه کرده‌اند اما راستش را بخواهید به نظر من به حقش نرسیده هنوز...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 15:3 توسط آنیتا

مجموعه داستان«ایستگاه باغ سرهنگ» نوشته علی الله سلیمی توسط منتقدان؛ احسان عباسلو و یوسف انصاری نقد و بررسی می شود. این نشست عصر روز یکشنبه 18 بهمن ماه از ساعت 16:30 تا 18:30در محل سرای اهل قلم واقع در خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر، شماره 2 برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:58 توسط آنیتا

...ژان دوميه اسميت شخصيت اصلي داستان "دلتتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم" همان اندازه در حال تمسخر نگاه هاي سطحي مردم به خود رنج مي دهد كه سيمور در داستان "يك روز خوش براي موز ماهي ها" كه در پايان داستان خودكشي مي كند و باز سر و كله اش در "تيرهاي سقف را بالا بگذاريد نجاران" پيدا مي شود. مبتذل ترين وضعيت زندگي در رمان "ناطور دشت" ترسيم مي شود تا خواننده با نويسنده ي مواجه باشد كه نشان مي دهد با تعاريف مرسوم زندگي سر ناسازگاري دارد و براي جهان معنايي تازه تر مي خواهد. اما هنوز زندگي ادامه دارد و كشف و شهود نويسنده ما پايان نگرفته است. در داستان "مرد خندان" است كه او نگره ي خود را به هستي با قاطعيت بيان مي كند و بعد از خواندن اين داستان ما از انزواي او متعجب نخواهيم شد...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:46 توسط آنیتا

واژگان، نمادها، استعاره‌ها و كنايه‌هاي شعر شاملو با شاهد و مثال‌هايي كه در كتاب‌هايش بوده، با ذكر شماره‌ي صفحه، معني‌شان آورده شده‌ و اين‌كه كه مفهوم نمادين آن واژه‌ها چيست.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:43 توسط آنیتا

حالا که آمده ای

من هم همین را می گویم

میان من و تو فاصله ای نیست

میان من و تو تنها پرنده ایست

که دو آشیان دارد...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:40 توسط آنیتا

فرشته نوبخت با مجموعه داستان " مرغ عشق‌های همسایه روبرویی " ، راهی را در داستان‌نویسی پی می‌گیرد که او را ناگزیر به رئالیسمی که این روزها سخت باب شده و آن نظرگاهی ست که قلم نویسنده را بیشتر به یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری مبدل می‌سازد، نزدیک کرده‌است. اما یک ویژگی خاص، خواهی نخواهی در ناخودآگاه او موج می‌خورد و آن هم غرابت نگاه و پرهیزش از ابتذالی است که کارهای او را متفاوت‌تراز آثاری می‌سازد که بیشتر به یک تولید انبوه شباهت دارند تا جوشیدنی از اعماق و پیوند تخیل با تجاربی که از غنای رفتار وعاطفه متأثر باشند.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:38 توسط آنیتا

زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست" با ترجمه اسدالله امرایی، "این ناقوس مرگ کیست؟" ترجمه مهدی غبرائی، "داشتن و نداشتن" ترجمه خجسته کیهان و "در زمان ما" با ترجمه شاهین بازیل چهار عنوان دیگر از مجموعه شش جلدی آثار ارنست همینگوی است که نشر افق در نظر دارد ترجمه آنها را تا نمایشگاه کتاب سال آینده منتشر کند.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:31 توسط آنیتا

فکر کردم که واقعاً اگر بميرم، چه اتفاقي مي افتد. ديدم هيچ اتفاقي نمي افتد. فقط جنازه ام مي افتد روي دست خانواده و نمي دانند باش چه کار کنند. با يک مشت کاغذماغذي که سياه کرده ام و به جاي اينکه بريزم دور، ريخته ام توي کشومشوها و توي سوراخ سنبه هاي مختلف قايم کرده ام. خود مرگ واقعاً مساله يي نيست. حواشي مرگ و دردسرهايي که براي ديگران درست مي کند خيلي ناجور است. تکليف بعضي چيزها را قبل از مردن مي شود معين کرد.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 11:9 توسط لیلا

اين رمان با نام «مرد تشويش هميشه» درباره‌ي زندگي خالق فردوسي، پس از درگذشت ايوبي از سوي نشر افراز منتشر شده است.  نويسنده در اين کتاب با تلفيق شيوه‌ي زباني کهن و زبان امروزي فارسي، زندگي فردوسي را در قالب جديدي روايت كرده است. در اين کتاب، دو راوي وجود دارد که راوي اول فردوسي و راوي دوم دختر اوست.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 11:6 توسط لیلا

 

دختر یونس و خواهر اردوان تراکمه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 17:23 توسط آنیتا

رویا صدر : «طنز یک انقلاب مدام است علیه هر آنچه از فرط تکرار، رنگ هنجار به خود گرفته است، انقلابی که بن‌مایهٔ آن دوباره ساختن اصول و پایه‌هایی است که برای زیستن، محتاجیم که به آن تکیه بزنیم و در آشفته بازار زندگی فراموشش کرده‌ایم. حالا اگر این خلق جهان تازه، این انقلاب مدام، در قصه‌ها و حکایت‌های آشنا رخ بدهد، می‌رسد به همان کاری که فاضل ترکمن در این کتاب مرتکب شده است!»

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 17:9 توسط آنیتا

از همین جا هم می‏شود به دلیل محبوبیت سالینجر در میان جوان‏های ایرانی از کودتای ۲۸ مرداد تا امروز پی برد.نسل جوان پس از کودتای ۲۸ مرداد که به نهضت چریکی روی آورد، از جامعه‏ی بعد از کودتا بیزار بود. نسل جوان‏های سبز نیز ۳۰ سال پس از انقلاب، از جامعه‏ای که برایش ساخته‏اند بدش می‏آید.

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 1:28 توسط امیرحسین

چخوف استاد داستان است که مي گويد اگر تفنگي در داستان بيايد حتماً بايد شليک کند. استاد 150ساله شد. مي گفت انسان در زندگي بايد چيزي از خودش به جا بگذارد؛ چشمه، مدرسه، کتابخانه، بيمارستان يا کتاب. کتاب «عرق ريزان روح» توصيه هاي استاد جمال ميرصادقي است به نويسندگان جوان.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:5 توسط امیرحسین

اشاره به فقر به عنوان یکی از علل وقوع فعل سرقت در موضوع سرقت ادبی نیز صادق است. فقر فرهنگی و علمی یکی از دلایل سرقت ادبی است. از تهی دستی است که کسی مفاهیم دیگری را از قالب اثرش بیرون می‌آورد و در اثری به نام خود منتشر می‌کند. مفاهیمی که حاصل سال‌ها زحمت و تلاش صاحب اثر است و دیگری بدون هیچ زحمتی از آنها به عنوان خشتهای بنای خود استفاده می‌کند. اینجا اما باید اشاره کرد که ذکر منبع و ماخذ به صورت کامل، کاملاً بار منفی را از نفس این عمل برمیدارد و چه بسا به ارزش علمی آن نیز می‌افزاید زیرا محقق با همین ذکر نام بهای معنوی این استفاده را پرداخته که در عرصه علم و دانش، علما و ادبا به همین نوع قدردانی‌ها کفایت می‌کنند در برابر قیمت‌های گزافی که برای اموال منقول روزمره رد و بدل می‌شود؛ قدر گوهر را گوهری می‌شناسد و قدر زر را زرگری.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 15:56 توسط امیرحسین

يکي ديگر از جنبه هاي درخور تامل «تريسترام شندي»، رابطه يي است که استرن بين راوي و خوانندگان رمان برقرار مي کند. اين رابطه از بسياري جهات صبغه يي مدرن و حتي پسامدرن دارد. در سرتاسر داستان، راوي بارها خواننده را با القابي همچون «جناب آقا» و «خانم محترم» مورد خطاب قرار مي دهد. در اين وضعيت، راوي موقتاً روايت را قطع کرده است تا موضوعي ديگر (معمولاً موضوعي مربوط به داستان نويسي) را مستقيماً با خواننده در ميان بگذارد. حدود نيمي از کل اين رمان 9 جلدي به گفت وگوي راوي با خواننده اختصاص دارد، گويي که او مي خواهد با خوانندگانش مراوده يي صميمي داشته باشد که در رمان هاي آن زمان سابقه نداشت و نامرسوم بود. گاه راوي حتي واکنش هاي خواننده به رفتار شخصيت ها يا وقايع را پيش بيني مي کند تا چنين وانمود کند که همچون روانشناسي که شناختش از بيمار به مراتب بيشتر از شناخت بيمار از خودش است، او نيز ما را از نزديک و بهتر از خودمان مي شناسد. اين شگرد، خواننده را به ژرف انديشي درباره توقعاتش از متن وامي دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 15:43 توسط امیرحسین

معرفی کوتاهی از کتاب های جدیدی در حیطه نقد ادبی و ادبیات داستانی که در مرحله مجوز یا زیر چاپ هستند

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 0:8 توسط امیرحسین

چه شد كه اين رمان بيش از 70 ميليون فروش كرد و به بيش از 40 زبان ترجمه شد؟ بخشي از اين شهرت ناشي از اين واقعيت بود كه از زبان هولدن (نوجوان 16 ساله و قهرمان داستان) محافظه‌كاران را آزار داد، سيگار كشيد، شرب خمر كرد و با يك بدكاره مراوده كرد.

* مردی که شهرت را برای مشهور شدن نمی‌خواست

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 23:55 توسط امیرحسین