X
تبلیغات
دوشنبه - سمانه مرادیانی، اولین مترجم باتای در تاریخ نشر ایران
گزیده‌ی جُستار‌ها و رویدادهای ادبی در جهان مجازی

پاراگراف: سمانه را ندیده بودم؛ ولی همسرم مریم در دانشگاه هم اتاقی اش بوده و دوست صمیمی دوستم سمیرا الیاسی هم «هست»؛ بود؛ هست. هست. حتمن سمانه هست؛ چرا كه دست به قلم بوده و چند كتاب خوب هم ترجمه كرده و چه حیف كه حالا باید در باره اش یادداشتی هر چند كوتاه بنویسم. به نظر من سمانه آدم شجاعی بوده؛ نه نمی خواهم بگویم خودكشی كار بزرگی است اما سمانه آدم شجاعی بوده. باید به تصمیمی كه سمانه گرفت احترام گذاشت؛ فقط همین. این یادداشت و این پست را به خاطر سمیرا الیاسی هم می نویسم كه چند صباحی است از این جا دور است و به او و به خانواده سمانه تسلیت می گویم. چه كسی می داند شاید حالا سمانه به آرامشی كه می خواست رسیده و خودكشی هم مثل هر اتفاقی به نظر من تنها یك تصمیم است؛ پس باید به تصمیم سمانه احترام گذاشت؛ هر چند دلتنگی را نمی شود كتمان كرد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:46  به دست دوشنبه